رمانرمان عاشقانه

رمان هم خواب شیطان

در خدمت شما دوستان عزیز هستیم با رمان عاشقانه بسیار زیبای دیگری با نام ” رمان هم خواب شیطان ” امیدواریم دوست داشته باشید همراه رمان خون باشید/

خلاصه رمان »

دامن کوتاه مشکی با تاپ مشکی که دور گردنم گره خورده بود
خط *** هام که دهن همه رو آب
می نداخت از بس بزرگ بود
با درشتش
رفتم بیرون که نگاه چند تا پسر که دور میز بودن
بهم خیره شداز عمد خم شدم تا کفشمو درست کنم
اما می دونستم که *** پام نیست
به ****** کاملا از وسط پاهام مشخصه
کم کم با ناز بلند شدم
رفتم وسط تا یکمی برقصم
اوممم چقدر پسر هیکلی
رفتم وسط تا برقصم فضا خیلی تاریک بود
یهو یه پسری از پست بهم چسبید
لبهاش روی گوشم گذاشت
– چه بیبی س *** هستی
را ***کردم به خاطرت
برگشتم
باز ناز دستم دور گردنش حلقه کردم
اوفففف لعنتی چه جذابه
دستش آروم کشید روی با*نم…

من ، عاشقانه های لذت بخشم با عشقم. کجا بود ؟! کجا بود مرد زندگیم ؟! سر بلند کردم ، نگاهی به افراد انداختم . دیدمش ، خودش بود ! مرد من ! نگاه سردش ، تنم رو بیشتر به لرزه انداخت . من اون شب مرد خودم رو کشته بودم نه اون حرومزادهی کثیف رو . نگاهم به خواهرم افتاد ! خواهر ؟! نه فکر نکنم بشه اسمش رو خواهر گذاشت . اون یه هرزه ی کثیف بود . با ضرب دست سروان به خودم اومدم.
پا روی صندلی گذاشتم . چادرم رو گرفتن ، پارچهی سیاه روی چشمام بستن . طناب دار دور گردنم انداخته شد . لبم رو گاز گرفتم و از ته دل خدارو صدا کردم . طناب دار روی گردنم سنگینی میکرد .


این رمان آنلاین میباشد

لذا جهت مطالعه لطفا از کانال نویسنده استفاده کنید 

مشاهده آنلاین رمان رمان هم خواب شیطان

دانلود این رمان بصورت فایل pdf


رمان های پیشنهادی »

کانال تلگرامی ما عضویت در کانال تلگرامی ما

‫۳۱ نظرها

      1. عام اون لینکى که نوشته دانلود کامل رمان بیبى
        من تل ندارم پلیزززززززز درستش کننننن
        تنک بیبى بوى اور گرل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا